توبه نصوح داستان مردي به نام لطفعلي خان کارمند قديمي بانک است که سکته مي کند. در هنگام تدفين او اطرافيانش متوجه مي شوند که زنده است. رو به رو شدن با مرگ، لطفعلي خان را به خود مي آورد و از کردار قبلي پشيمان مي سازد. او تصميم به توبه مي گيرد و به کساني که ديني دارد مراجعه مي کند تا حلاليت بطلبد اما به مرور در برخورد با مردم در مي يابد که پذيرفته شدن توبه خالص و حقيقي به آن آساني که تصور مي کرده، نيست
اما چه مي شود مردي را که در سال61 توبه نصوح را مي سازد بعد از 22 سال فيلم سکس و فلسفه را به تصویر می کشد و درسال 85 با ساختن فيلم فرياد مورچه ها صحنه هاي برهنگي را چاشني فيلمهايش مي کند
چگونه است کسي که ميخواسته با نارنجک مهرجويي را تکه تکه کند و دوست نداشته حتي در لانگشات کنار بيضايي بايستد امروز خودش و دخترانش درکسب جوايز جشنواره هاي کذا و کذا که با اهداف و مقاصد خاص و تنها به برخي فيلمها با ويژگيهاي خاص اعطاء مي شود گوي سبقت را از امثال مهرجويي و بيضايي ربوده اند 

به راستي چگونه فردي که دائما فرياد ميزد " سکس در فيلمها ابزار ليبراليستهاست"، خود گرفتار سکس مي شود و فيلمهايي چون سکس و فلسفه و فرياد مورچه هارا مي سازد
محسن مخلباف اکنون فيلم توبه نصوح را بزرگترين دشمن خود مي داند چون خود نياز به يک توبه نصوح دارد اما اين توبه همانطور که در فيلمش به تصوير کشيده است به سادگی امکان پذير نيست
