زندگی صحنه یکتایی هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند به یاد
در آخرين روزهاي تعطيلات نوروز خبري ناگوار شيريني بهار و عيد نوروز را درکاممان تلخ کرد يکي از دوستان بسيار خوب دوران دانشگاه براثر تصادفي دار فاني را وداع گفته بود صبح روز چهاردم فروردين بود که با اس ام اسي که برايم اومد از موضوع مطلع شدم روز قبلش اونقدر در سايتها خبرهاي دروغ اول اوريل و سيزده رو خونده بودم که دعا کردم اين هم يکي از ان دروغها باشد بلافاصله با دوستي که اس ام اس را فرستاده بود تماس گرفتم اوهم گفت من هم احتمال مي دادم موضوع کذب باشد به همين دليل به گوشي دوستمان زنگ زدم اما کس ديگري گوشي را برداشت و موضوع را تائيد کرد بعد از ان بود که دوسه نفر ديگر از دوستان نيز اس ام اس زدند و موضوع را چندباره تائيد کردند .
رمضانعلي حسيني بچه شاهرود و فردي مومن ، معتقد ،بسيار متواضع و درعين حال هميشه خوشرو و خوش برخورد بود و بسيار با دوستان شوخي مي کرد يادمه توي اردوهايي که با بچه ها مي رفتيم ازهمه بيشتر شوخي مي کرد و شعر مي خوند و سعي مي کرد به بچه ها حسابي خوش بگذره

اردوی جبهه های جنوب ۱۳۷۵
با اينکه بنده دوسال بعد از ايشان به دانشگاه راه يافته بودم اما از همان ابتداي ورود به دانشگاه با ايشان اشنا شدم و اين دوستي ما بعد از دانشگاه نيز ادامه داشت اگرچه اين اواخر کمتر اورا مي ديدم اما هميشه درهر مجلسي که با دوستان دانشگاه بوديم ذکر خير ايشان هم بود.
با اين حادثه اي که پيش امد بار ديگر به خود امده و گفتم کاش قدر يکديگر را بدانيم و مشغله هاي روزمره زندگي اينگونه ما را از يکديگر جدا نکند..